شاید نام جامعه نفرت نامی باشد که بسیاری از شنیدنش نیز دچار احساس خوبی نشوند.اما آنچه از این نام بر می آید بسیار است...
پس از تعطیلی موقت وبلاگ، بر آن شدم تا دوباره جامعه را به صورت منسجم تر برای دوستان علاقه مند معرفی کنم.باشد تا شاهد تغییراتی در نگرش عده ای هر چند محدود بشویم، که آنچه به تجربه دیده ام حاکی است در بسیاری موارد حد اقل ها و اقلیت ها هستند که حقایق را بیان می کنند...
شاید تا به حال به این مساله رسیده باشید که بسیاری از مواردی که ادیان و مذاهب در وصف خوبی انسان ها می گویند عملا دست نیافتنی است.به عنوان مثال یکی از ارزشمند ترین مواهب در مذاهب این است که انسان بیش از آن که به فکر خویش باشد به فکر دیگران باشد.اما در عمل هیچ انسانی نمی تواند چنین باشد.چرا که به طور غریزی انسان در پی بقای نفس و بقای خویشتن خواهد بود.این اصل کلی در قبال آسمانی ترین ارزش های انسانی نیز صدق خواهد کرد.
آیا می توانی عاشق کسی باشی و او را تنها به خاطر خودش بخواهی؟آیا در پس پرده دیگر خواهی تو این میل نهفته نیست که باز هم در هر حال تو از این که عاشق او هستی،(حال چه با او و چه بی او) لذت می بری؟
آیا شهید واقعا به خاطر رضای خدا شهید می شود؟ و اگر پاسخ شما آری است به خاطر رضای خدا از چه؟از که؟ کسی و چیزی جز او؟ و به خاطر این که خدای او باز هم از او راضی باشد و او را در بهشت جای دهد؟
و آیا ها و آیا های دیگر که خود مثال های بسیاری برای آن پیدا خواهید کرد...
در هر حال، یکی از اصولی که هر عضو جامعه نفرت به کمال پذیرفته است این است که:
تمام روابط انسانی بر اساس سود و زیان شکل می گیرد
هیچ کس کاری برای تو نخواهد کرد مگر این که در آن برای او سودی باشد. پذیرفتن این اصل و ایمان داشتن به آن بسیاری از مشکلات شما را حل خواهد کرد.دیگر به راحتی فریب چرب زبانی بسیاری را نخواهید خورد.از این که کسی کاری برای شما انجام ندهد ناراحت نخواهید شد؛ چون می دانید که در انجام آن کار سودی برای او نبوده است.تمامی مراودات شما تحت تاثیر این جمله قرار خواهد گرفت.نیازی نخواهد بود تا به دنبال واژه بگردید.تنها کافی است ایمان داشته باشید و بدانید که هرچه میان انسان ها زندگی کنید باز هم تنها خواهید بود...
دانستن این اصل که ما در میان هم نوعان خویش نیز تنهاییم، منجر به رویکردهای متفاوتی در میان انسان ها شده است.
- برخی به افسردگی و یاس فلسفی دچار می شوند و به دنبال این یاس فلسفی دست به فلسفه بافی های گوناگون برای توجیه این زندگی می شوند. مانند تمامی جهان بینی های معمول و غیر معمول
- برخی در پی یاس فلسفی ذکر شده دست به فرار می زنند و گاه حتی دست به از بین بردن خویشتن می زنند. مانند تمامی کسانی که در پی مشکلات خودکشی کرده اند.
- برخی تلاش می کنند راه هایی پیدا کنند تا بتوانند بدون این که متضرر شوند از دیگران سوء استفاده کنند. مانند بسیاری از شیوخ، روسا،دولتمردان،و...
- برخی راهی برای سوء استفاده پیدا نمی کنند، و در نتیجه با سپردن چیزی کم زیان از طرف خویش سعی دارند چیزی پر سود از طرف مقابل پیدا کنند.مانند زنی که در پی تسلیم خویش به مردی از او محبت جلب می کند.
- برخی نیز سعی در نادیده گرفتن این حقیقت دارند و تلاش می کنند چشم بسته و کورکورانه زندگی کنند.مانند آنانی که به غلط های تایپی روزنامه نیز دقیقه ها می خندند.
اما رویکرد جامعه نفرت در برابر این حقیقت چیست؟
همان طور که گفته شد، به دنبال شناخت این حقیقت که هر انسان در میان انسان های دیگر باز هم موجودی تنها بر زمین است، رویکرد های مختلفی ایجاد خواهد شد.در این میان، رویکردی که عضو جامعه نفرت می پذیرد مبارزه با وضعیت موجود خواهد بود. نیرویی که به این عضو کمک می کند تا خود را در تنهایی موجود حفظ کند و منافعش را تامین کند، نفرتی است که در پی این حقیقت به وجود می آید.این نفرت خالص،نباید با نفرت معمول و شناخته شده عرف اشتباه گرفته شود.چرا که هدف این نیست که با واژه ها بازی کنیم.
نفرتی که ما از آن صحبت می کنیم،
احساسی است که تمامی موجودات زنده را برای تنازع بقا هدایت می کند
تنها هدفی که می توان در پوچی زندگی تنها برای آن جنگید، باور این حقیقت است که باید ماند، و برای ماندن باید قوی تر بود!
این رویکرد یک عضو جامعه نفرت است. قدرت مند شدن با استفاده از نیروی نفرت درون...
در نگاشته های آتی بیشتر صحبت خواهیم کرد.
ما
دوباره در آسمان های شبانه
خواهیم راند
ست