FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 29 آبان ماه سال 1384
اساس روابط انسانی (۲)

بشر همیشه و در همه جا تنها بوده است...

یکی از بزرگ ترین اشتباهات بشر در فریب خوردن او از عشق بوده است.وی هماره می اندیشد که عشق یا معشوق او را از تنهایی دیرینه خویش رها خواهد کرد.اما این یکی از بزرگ ترین اشتباهات بشر بوده و هست.به یاد داشته باشید که هر که باشید و با هر که باشید در نهایت امر تنها خواهید بود.چرا که شما بشری هستید با تجارب و تفکرات متمایز از دیگران.هیچگاه انتظار نداشته باشید او که با شماست آنگونه باشد که شمایید...

تجارب زندگی انسان او را به سوی تجارب جدید در زندگی سوق می دهند.به همین دلیل است که تقریبا تمامی اعضای جامعه نفرت تجارب یکسانی داشته اند.تمامی آنان درد کشیده اند و درد آنان را قوی کرده است.هیچ کدام از اعضای جامعه از درد نهراسیده اند.درد را تحمل نکرده اند بلکه با آن جنگیده اند.و این جنگ آنان را به موجوداتی تبدیل کرده است که تاب شکست ندارند...

باید قدرتمند بود.باید قدرتمند شد.قوی باشید و در سایه نیروی حیات بخش نفرت به زندگی خویش رنگی بخشید که خود دوست دارید...

این است رمز تنازع بقا...

ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند

ست

دوشنبه 23 آبان ماه سال 1384
اساس روابط انسانی

 

 

شاید نام جامعه نفرت نامی باشد که بسیاری از شنیدنش نیز دچار احساس خوبی نشوند.اما آنچه از این نام بر می آید بسیار است...

پس از تعطیلی موقت وبلاگ، بر آن شدم تا دوباره جامعه را به صورت منسجم تر برای دوستان علاقه مند معرفی کنم.باشد تا شاهد تغییراتی در نگرش عده ای هر چند محدود بشویم، که آنچه به تجربه دیده ام حاکی است در بسیاری موارد حد اقل ها و اقلیت ها هستند که حقایق را بیان می کنند...

شاید تا به حال به این مساله رسیده باشید که بسیاری از مواردی که ادیان و مذاهب در وصف خوبی انسان ها می گویند عملا دست نیافتنی است.به عنوان مثال یکی از ارزشمند ترین مواهب در مذاهب این است که انسان بیش از آن که به فکر خویش باشد به فکر دیگران باشد.اما در عمل هیچ انسانی نمی تواند چنین باشد.چرا که به طور غریزی انسان در پی بقای نفس و بقای خویشتن خواهد بود.این اصل کلی در قبال آسمانی ترین ارزش های انسانی نیز صدق خواهد کرد.

آیا می توانی عاشق کسی باشی و او را تنها به خاطر خودش بخواهی؟آیا در پس پرده دیگر خواهی تو این میل نهفته نیست که باز هم در هر حال تو از این که عاشق او هستی،(حال چه با او و چه بی او) لذت می بری؟

آیا شهید واقعا به خاطر رضای خدا شهید می شود؟ و اگر پاسخ شما آری است به خاطر رضای خدا از چه؟از که؟ کسی و چیزی جز او؟ و به خاطر این که خدای او باز هم از او راضی باشد و او را در بهشت جای دهد؟

و آیا ها و آیا های دیگر که خود مثال های بسیاری برای آن پیدا خواهید کرد...

 

در هر حال، یکی از اصولی که هر عضو جامعه نفرت به کمال پذیرفته است این است که:

 

تمام روابط انسانی بر اساس سود و زیان شکل می گیرد

 

هیچ کس کاری برای تو نخواهد کرد مگر این که در آن برای او سودی باشد. پذیرفتن این اصل و ایمان داشتن به آن بسیاری از مشکلات شما را حل خواهد کرد.دیگر به راحتی فریب چرب زبانی بسیاری را نخواهید خورد.از این که کسی کاری برای شما انجام ندهد ناراحت نخواهید شد؛ چون می دانید که در انجام آن کار سودی برای او نبوده است.تمامی مراودات شما تحت تاثیر این جمله قرار خواهد گرفت.نیازی نخواهد بود تا به دنبال واژه بگردید.تنها کافی است ایمان داشته باشید و بدانید که هرچه میان انسان ها زندگی کنید باز هم تنها خواهید بود...

 

دانستن این اصل که ما در میان هم نوعان خویش نیز تنهاییم، منجر به رویکردهای متفاوتی در میان انسان ها شده است.

-         برخی به افسردگی و یاس فلسفی دچار می شوند و به دنبال این یاس فلسفی دست به فلسفه بافی های گوناگون برای توجیه این زندگی می شوند. مانند تمامی جهان بینی های معمول و غیر معمول

-         برخی در پی یاس فلسفی ذکر شده دست به فرار می زنند و گاه حتی دست به از بین بردن خویشتن می زنند. مانند تمامی کسانی که در پی مشکلات خودکشی کرده اند.

-         برخی تلاش می کنند راه هایی پیدا کنند تا بتوانند بدون این که متضرر شوند از دیگران سوء استفاده کنند. مانند بسیاری از شیوخ، روسا،دولتمردان،و...

-         برخی راهی برای سوء استفاده پیدا نمی کنند، و در نتیجه با سپردن چیزی کم زیان از طرف خویش سعی دارند چیزی پر سود از طرف مقابل پیدا کنند.مانند زنی که در پی تسلیم خویش به مردی از او محبت جلب می کند.

-         برخی نیز سعی در نادیده گرفتن این حقیقت دارند و تلاش می کنند چشم بسته و کورکورانه زندگی کنند.مانند آنانی که به غلط های تایپی روزنامه نیز دقیقه ها می خندند.

 

 

اما رویکرد جامعه نفرت در برابر این حقیقت چیست؟

 

همان طور که گفته شد، به دنبال شناخت این حقیقت که هر انسان در میان انسان های دیگر باز هم موجودی تنها بر زمین است، رویکرد های مختلفی ایجاد خواهد شد.در این میان، رویکردی که عضو جامعه نفرت می پذیرد مبارزه با وضعیت موجود خواهد بود. نیرویی که به این عضو کمک می کند تا خود را در تنهایی موجود حفظ کند و منافعش را تامین کند، نفرتی است که در پی این حقیقت به وجود می آید.این نفرت خالص،نباید با نفرت معمول و شناخته شده عرف اشتباه گرفته شود.چرا که هدف این نیست که با واژه ها بازی کنیم.

نفرتی که ما از آن صحبت می کنیم،

 

احساسی است که تمامی موجودات زنده را برای تنازع بقا هدایت می کند

 

تنها هدفی که می توان در پوچی زندگی تنها برای آن جنگید، باور این حقیقت است که باید ماند، و برای ماندن باید قوی تر بود!

این رویکرد یک عضو جامعه نفرت است. قدرت مند شدن با استفاده از نیروی نفرت درون...

 

در نگاشته های آتی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 

ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند

 

ست

پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384
استاد پرکشید...

گاهی نمی فهمیدیم چرا

گاهی حتی نمی فهمیدیم چه می گوید

 

می گفت:

 

تماس نگیر

به دیدارم نیا

احتیاط کن

بنگر

اسیر روز نباش

این گونه باش

آن گونه نباش

بیاندیش

شک کن اما گمراه نشو

و ما

تنها می گفتیم بروی چشم

 

و حتی نگفت چرا...

 

حالا کاملا می فهمم

به کمال درک می کنم که چرا این قدر مصر برای رسیدنم تلاش می کرد.می فهمم!

 

 

با نهایت درد

 

با اندوه بی شمار

 

با...

 

به اطلاع دوستان گرامی جامعه نفرت می رسانیم

 

 

 

استاد از میان ما

 

 

 

 

 پر کشید

 

 

 

 

 

 

 

متنی که خواهید خواند، آخرین جملات استاد " ترامودا شزنتو کماروتا مفری همخوش سث" می باشد:

 

چرا برای حتمی ترین حقیقت عمر خویش گریه می کنید؟چرا از حتمی ترین حتمیت عمر می ترسید؟

مرگ حقیقتی مسلم است.حقیقتی که می دانم اکنون گاه آمدن اوست.عمری به انتظار زیستم در انتظار این لحظه.پس اندوهگین مباشید...

می روم. به گاه سحر می روم و شادم از این که صبح هنوز نیامده است. گاه رسیدن شب به روز می روم.همان گاه که دشمن تلاش می کند تا چونان کفتاری به رنگ گرگ و میش ضربه خود را وارد آورد.

می روم.همان گونه که آمده بودم:تهی دست و بدون میل خویش، اما این بار به میل خویش می روم.چرا که شادم از این که آنچه باید انجام می دادم کرده ام...

اما هرگز افسوس نخواهم خورد.هرگز!

چه شاد خواهم بود اگر شما نیز چنین باشید.شمایی که در میانتان بودم.چرا که آنان که پیمانه ای داشتند به قدر توان پر کردند.آنان که پیمانه ای داشتند...

و آنان که پیمانه شان دادم دو دسته شدند.دسته ای به نگاهبانی پیمانه کوشیدند، و دسته ای آن را به زمین کوبیدند.

با شمایم.شمایی که پیمانه هاتان را نگاهبانی کردید.پیمانه خویش را پاس بدارید و هرگز به بی پیمانگان نیاندیشید.لشکر ما کامل است.لشکر های بزرگ پر از جاسوس است.پر از دشمنان در لباس دوست.میان شما یادگاری گذاشتم که چراغ هدایت شما در شناختن دوستان خواهد بود،و آن واژه ای ساده است.تنها دو حرف...

آنان که برگزیدگانند از این واژه بهره مند شدند و آنان که گمراهان، هرگز چنین لقبی نخواهند داشت. پیش از رفتن لشکر خویش را کامل کردم، چرا که نمی خواستم اشتباه کنید. حال به قدرت خود بیاندیشید و مراقب باشید که دشمن زهر خود را به سوی شما نشانه رفته است...

یاران، برای رفتن من اندوهگین نشوید. باز خواهم گشت. در شمایل دیگر. تنها بیاندیشید که در حفظ خود بهترین باشید.تنها همین...

آنچه برای به پیش تازیدن نیاز شما بود به شما هدیه کرده ام.نگران نباشید و هرآنچه هستید باشید.به یاد داشته باشید که تغییر لازمه زندگانی است اما در تفکر حقیقت جویتان تغییر ایجاد نکنید که تفکر شما کلید زندگی شماست. آن که رسوخ پذیر است اویی است که تفکری متزلزل دارد. گاهی شنیدن جمله ای تمام هستی شما را ساقط خواهد کرد...

هماره آماده باشید.آماده نبرد و پیروزی.به یاد داشته باشید که فکر شکست پایتان را سست خواهد کرد.

جادو را آیین زندگی بدانید.جادوگر خوب اوست که جادو را از زندگی جدا نداند.اوست که هرآنچه می کند جادو باشد.چرا که برای او حتی نوشیدن آب نیز قدرت بخش خواهد بود،و نه تنها وسیله ای برای ادامه زندگی...

یاران من، فرزندان عزیز من، تنهایتان نخواهم گذاشت.تا در میان شما بودم از شما هیچ ستم ندیدم.پس از این نیز چونان باشید تا ستمی بر من روا نداشته باشید.

هنوز هم در میان شما خواهم بود.چرا که مرگ بنیاد بدنم را فرو خواهد ریخت اما آنچه مرا هماره زنده خواهد کرد این است که هرآنچه در توان داشتم به کار بردم تا پیمانه ام را که استادم رز سیاه به من سپرده بود پر کنم.و حال که این پیمانه لبریز گشته است،گاه رفتن من از این کالبد است.در پیمانه هاتان فرو خواهم ریخت...

اندوهگین نباشید.شاد باشید و فرزند شب.

شب، رازهای بسیار در خود دارد.بکوشید تا تمام رازها را پرده بردارید...

 

ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند

 

ترامودا شزنتو کماروتا مفری همخوش سث

سحرگاه والپرگیشنات 2005(1384)

هایتی