سخنی دیگر از اساتید

ساحره گفت:

 

  • هرگز همه چیز چون همیشه نیست…
  • گربه ها را دوست دارم چون با این که همه آنها را می شناسند باز هم می گویند: این یکی مثل بقیه نیست…
  • آنچه می کنی مرور کن، آنگاه از خودت بپرس: درست بود یا نه؟ و به پاسخ بیاندیش…

 

استاد گفت:

 

آنچه ساحره گفت انجام دادی؟

به احترام گفتم آری

پس آنگاه به سخن درامد

و مرا درسی داد که هماره کلید پیشرفت بوده است:

 

لازم نیست شعله های انفجار همیشه از درون به بیرون پرتاب شوند تا موثر باشند، گاهی لازم است تا شعله ها را از دیواره ها به درون پرتاب کرد… 

 

 

 

استاد گفت:

 

برای کمین هیچ گاه به بلندای درخت پناه مبر، چرا که سر به هوا ترین شخص تو را خواهد یافت...

برای کمین هیچ گاه بر زمین و درون سوراخ ها مخز، چرا که سر به زیر ترین شخص تو را خواهد یافت...

پرسیدم:

پس کجا کمین کنم استاد؟

گفت:    

چرا کمین کنی؟ رو در رو بایست و بجنگ...

 

ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند

 

ست