دوباره

و پس از سالیان

دقیق تر: سه سال

اوراد مخصوص را برای کسی خواندم

کسی که

ارزش اوراد مخصوص را به حتم خواهد داشت...


برای اولین بار

و نه دوباره

در آغوش گرفتم « کسی» را

هرچند لحظه ای کوتاه

اما یک عمر بود...


دوباره

چند ساعت بعد

«همان کس» را در آغوش گرفتم

و دوباره

هرچند لحظه ای کوتاه

اما یک عمر بود...


گاه وداع رسیده بود

لحظه تلخ آغاز ندیدن ها

و نشنیدن ها

گاه وداع بود


و او که رفت

و نغمه های زنی از تبار اسپانیا را نزد من باقی گذارد

و او که رفت

و من که پس از سالیان، به شنیدن صدای زنی که حتی نامش را نمی دانستم

اشک ریختم

چه شیرین بود اشک هایم

چه تلخ بود این که بگویم بدرود...


اوراد مخصوص را خواندم

شعله های شمع ها را به انگشتان دست راست خاموش کردم

و دایره را بستم

رقصیدم

نالیدم

و...

به مرتبه ای والاتر نایل گشتم...


تاریک باش

تاریک و شبانه

و ماه را تا لحظه به زیر کشیدنش دنبال کن...


ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند


کماشوتا ست